تاج الدين احمد وزير

350

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )

للبحترى « 1 » و لمّا إستدارت أعين النّاس حوله * قلاحظه حيث إشتعل و سارا تمثّلت الأهداب فى ماء وجهه * فظنّوا خيال الشّعر فيه عذارا * * * إذا قلت أهدى الهجر لى حلل البلا [ ء ] * تقولين لو لا الهجر لم يطب الحبّ و إن قلت مالى الذّنب قلت مجيبة * حيوتك ذنب لا يقاس به ذنب فرد [ ما عاشق كس به خوب‌رويى نشويم . . . ] « 2 » ما عاشق كس به خوب‌رويى نشويم * ما عاشق آن كسيم كو عاشق ماست * 295 * « دانى كه تصوف چيست خاككى بيخته و آنكه آبكى برو ريخته نه كف پا را از او دردى نه پشت پا را از او گردى » « 3 » . فرد [ سبقوك تاريخا و أنت سبقتهم . . . ] سبقوك تاريخا و أنت سبقتهم * كرما فأنت السّابق المسبوق * * * روحى بروحك ممزوج و متّصل * فكلّ عارضة تؤذيك تؤذينى بيت [ با اين دو سه خر كه آنچنان مىدانند . . . ] با اين دو سه خر كه آنچنان مىدانند * از جهل كه داناى جهان ايشانند خر باش كه از خرى ايشان به مثل * هرگونه خرست ابلهش « 4 » مىخوانند

--> ( 1 ) اين كلمه به‌ظاهر بحترى خوانده مىشود . ( 2 ) در بين هر بيت از ابيات اين مجموعه علامتى به اين شكل گذاشته كه ظاهرا نشانه بيت است . ( 3 ) روى مطلب داخل پرانتز خط كشيده شده است و در بالاى آن مكرر نوشته شده است أما همين مطلب پنج صفحه بعد يعنى در ص 300 نسخه عكسى بياض به نقل از خواجه عبد اللّه انصارى آمده است و قاعدتا مىبايست مورد دوم تكرارى باشد و يا اينكه مقدم و موخرى در متن صورت گرفته باشد كه از متن چنين چيزى برنمىآيد اين امكان نيز وجود دارد كه توسط خواننده‌اى بعدا روى عبارت تكرارى خط كشيده شده باشد و اللّه أعلم . ( 4 ) ذيل اين كلمه نوشته شده : كافرش .